web site analysis

بهبودی بعد از یک کودکی سمی

از تمام هشت الگوی رفتاری مادرانه سمی که در کارم می بینم، سخت ترین کار، کنار آمدن با مادران غیرقابل اطمینان است، و ممکن است که سخت تر از آن، بهبودی از دست آنها باشد. چرا اینطور است؟ مادر غیر قابل اعتماد کسی است که در مدیریت احساسات خود مشکل دارد. او به طور مداوم بین حضور مزاحم و غیر قابل تحمل خود، بدون در نظر گرفتن حریم خصوصی دخترش، تا گوشه گیری ناگهانی، فیزیکی و احساسی، در چرخش است. او فاقد توانایی ارضاء نیازهای کلیدی کودک که شامل خواندن اشارات کودک ، پاسخ مداوم به او، استفاده از کلمات و زمزمه کردن برای کودک، تماس چشمی با کودک و لمس کردنش است می باشد.

بهبودی بعد از یک کودکی سمی

مشکل این است که طفل هرگز نمی داند در هر لحظه کدام چهره مادرش بروز خواهد کرد، کسی که باید دستانش پس زده شود، چرا که مدام به حریم خصوصی فرزندش تجاوز می کند و یا کسی که چهره اش  شبیه سنگ، بی روح و بی تفاوت به نظر می رسد. به هر حال، این چیزی نیست که کودک نیاز دارد. این باعث می شود که کودک با یک تناقض بزرگ مواجه شود، او همیشه درگیر یک مار خیلی گرم یا خیلی سرد که هیشوقت اعتدال ندارد می باشد. البته بچه ها سخت تلاش می کنند تا توجه مادر را به خود جلب کنند، اما وقتی احساس سرخوردگی می کند، به طور غریزی عقب می کشند. با توجه به نظریه دلبستگی، این الگوهای اولیه به عنوان الگوهای ذهنی در نحوه روابط با دیگران درونی می شوند. فرزند یک مادر غیرقابل اعتماد نه تنها مشکل مدیریت احساسات خود را خواهد داشت، بلکه  همیشه درگیر این است که آیا عشق و ارتباط چیزهایی است که باید به دنبال آن باشد یا نه.

این دختران در حالی رشد می کنند که یک سبک اجتناب از دلبستگی و یک چرخش ناگهانی اضطرابی را بروز می دهند. خانم ۴۱ ساله ای که برای کتابم با عنوان ” دختر دتکس_ دختری که از دست یک مادر نامطبوع، بهبود یافته و زندگی اش را دوباره از نو ساخته است_” با وی مصاحبه کرده بودم، اینگونه می گوید:

من پی برده ام که کمبود اعتماد به نفس من به مادرم بر می گردد. او یک روز به شدت از من انتقاد کرد، بعد از آن من را نادیده گرفت و سپس، لبخند زد و ساکت شد. سالها طول کشید تا با آن کنار آمدم. من هنوز زره پوش هستم و واقعا نسبت به پس زده شدن حساس هستم،  و حتی با روابطه دوستانه مشکل دارم. این زخم خیلی عمیق است.

دختران این مادران دچار سرزنش و تردید نسبت به خود هستند

توانایی مادر در اینکه یک لحظه دوست داشتنی به نظر برسد و پس از آن باعث رنجش فرزندش شود، باعث نگرانی زیادی  در دخترش می شود که در نهایت خودش را به نحوی مسئول بی تفاوتی وگوشه گیری مادر می داند. این احساس که وی باید سرزنش شود _ که  اگر فقط می توانست کمی خودش را تغییر دهد، مادرش او را دوست می داشت _ در همه دختران که با مشکل عدم دوست داشته شدن دست و پنجه نرم می کنند رایج است، اما برای دخترانی که مادران دمدمی دارند حتی بیشتر است. به عنوان مثال، مادر کنترل گر، همیشه دوست دارد  در مقامی بالادست باشد و به دخترش گوش نمی دهد؛ مادر غیر قابل اطمینان ممکن است یک لحظه  به شما گوش کند و سپس در لحظه بعد شما را نادیده بگیرد.

یک زن ۵۵ ساله، از سردرگمی هایش می گوید:

زمان زیادی برد تا متوجه شدم که رفتار مادرم با من، هیچ ارتباطی به من و یا رفتارهایی که من انجام داده ام ندارد. وقتی که او با من مهربان می شد و سپس سرد رفتار می کرد به خاطر هر آنچه که انجام داده و نداده بودم، احساس گناه می کردم. اما در واقع او هر وقت که دوست داشت، شروع به بازی کردن با احساسات من می کرد. پدرم به خاطر رفتارهای مادر عذر خواهی می کند و می گوید مادرت خیلی دمدمی مزاج و مودی است. برادرم می گوید که رفتارهای مادر نمی تواند او را ناراحت کند. بنابراین، همه من رامقصر می دانند و می گویند من زیادی حساس هستم

اثرات متداول یک مادر دمدمی مزاج روی دخترش

(این مشاهدات از کتاب من، “دختر دتکس ” گرفته شده است.)

  • نوسانات عاطفی و دفاعی شدید.
  • حساسیت شدید به پس زده شدن در تمام روابط.
  • مشکل در شناسایی و مدیریت احساسات خود، که عناصر کلیدی هوش هیجانی هستند.
  • ممکن است به کنترل پارتنر و دوستان روی آورد.
  • ممکن است رفتارهای سمی مانند چوب لای چرخ دیگران گذاشتن، سوءاستفاده های کلامی و فیزیکی در روابطشان از خود نشان دهد.
  • تجربه حسی عمیق از آنچه که من “تعارضات هسته ای” نامیده ام که در ذهن خود به طور مداوم با حس نفرت از مادر و اینکه چگونه مادر او را زخمی کرده و همزمان حس نیازی که به عشق مادرش دارد می جنگد. از آنجایی که لحظاتی وجود دارد که احساس می کند مادرش نسبتا دوست داشتنی و حمایت گر و مهربان است، او دچار این احساسات متناقض و مبهم باقی می ماند.

توصیه می شود جهت بهبود حتما از یک درمانگر خبره راهنمایی بگیرید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.